
: منوي اصلي :
امروز: 53 نفر قدم رنجه فرمودند
دیروز: 46 نفر قدم رنجه فرمودند
جمیع قدوم مبارک: 22050 نفر
صفحه اصلي
پست الكترونيك
پارسي بلاگ
درباره من
: وب من در جائی دیگر :
: من و بشناس ای غریبه :
: پيوندهاي روزانه :
پخش زنده شبکه هاي صدا و سيما [1] : لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من :
سازمان ملي جوانان [70]
فرهنگ لغت معين و دهخدا [7]
آپلود رايگان عکس و فايل [20]
رجا نيوز [91]
صورت حساب تلفن همراه [99]
اس ام اس هاي مذهبي [411]
خبرگزاري جمهوري اسلامي [72]
يادداشت هاي شخصي احمدي نژاد [114]
پايگاه اطلاع رساني دفترمقام معظم رهبري [77]
علوم و معارف قرآن در تفاسیر [152]
[آرشيو(11)]
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
: آرشيو يادداشت ها :
دوست و خصوصیات آن [5] : موضوعات وبلاگ : : موسيقي وبلاگ :
دعا [3]
مشکلات جوانی [8]
نصایح [6]
خاطرات مقام معظم رهبری [6]
اشعار [7]
دلتنگی های من [7]
دختر خانم ها حتما بخوانند . . .
دل و . . . [2]
هنگام ظهور [3]
عشق حقیقی [4]
سیب گلاب
روزی که شهادت . . . [6]
تکنولوژی عشق [2]
فرهنگ دانشجوئی یا . . .
بهداشت عمومی [2]
شب جمعه [4]
یک خاطره [5]
اميد [2]
خاطرات حاج آقا قرائتی
جرم و جنایت چرا ؟
فوائد روزه از زبان اطبا
تصاویر شیراز قدیم
حضرت علی علیه السلام
آرزوها . . .
خاطره ای از امام صادق (ع)
السلام عليک يا علي بن موسي الرضا (ع) [2]
کاریکاتور
زن و اشتغال
حقیقت تلخ
یا جواد الائمه(ع)
نامه اي عاشقانه
ازدواج با شکوه
حجاب [3]
حرف دل [2]
غیرت و مردانگی
محرم [3]
ابتذال در مداحي
باغ انقلاب [3]
ويروس اجتماعي [2]
يا رسول الله ... [3]
مطالب سياسي [6]
ريشه تاريخي سيزده بدر
نماز [3]
ويژه سفر رهبر به شيراز [3]
رخنه شيطان
نامه اي به دوست
السلام عليک يا فاطمة الزهرا(س)
موج وبلاگي حجاب
نهج البلاغه و مظلوميت علي (ع)
خاطرات فراموش نشدني [3]
عالم محضر خداست
لذت عبادت
+ گر به دعاي نيمه شبي عاشق شوم
اي که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد ميلاد يگانه منجي عالم بشريت بر شما دوستان عزيز مبارک باد گر به دعاي نيمه شبي عاشق شوم
حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد
به عشق مهدي فاطمه (ع) لايق شوم
تا خورشيد من به ابر ظلمت دل پنهان است
همه ايام را شب زنده داري وامق شوم
لحظه اي زيادش نکنم ز سر برون
ثانيه ثانيه عمر را بنده اي شائق شوم
بي ياد او روز و شب را فرقي نيست
ترسم بميرم و وز ريا فاسق شوم
گرچه چشم عاصي ام کور است
به نور مهرش کنون ز دل واثق شوم
خدا کند بيايد وز روي ماه تابش
ز غم و عطش و انتظار فارق شوم
دل اسير بند هواي نفساني است
الها ياري نما بر نفس خود فائق شوم
البس نور بر تنم ، تيرگي را بر کنم
در حريم يار ستاره اي شارق شوم
وز طوفان و تلاطم ظلم و جور نهراسم
اينک به درياي عشقش قايق شوم
نویسنده : علي يکتا
از مرز عشق و نفرت درحال عبورم
شايد گل نرگس شده سنگ صبورم
تنها دل خوشي من عطر خوش اوست
آمد و زنده کرد رنگ سبز حضورم
شکسته بودم از بي مهري روزگار
مي مردم گر نبود شکسته بند غرورم
همچو طلوع صبح از دل شب آمد
چو خورشيد عجين کرد غرق نورم
اي دريايي اي مهربان اي معجزه عشق
ز ياد تو سرا پا سرشار از سرورم
تو بهانه سرودن تا به آسمان پريدن
جاده هاي عشق را در حال مرورم
براي ديدن روي ماهت پروانه مهر
تمام کرده ام اينک اداي نذورم
نویسنده : علي يکتا
زير بارون پيش آئينه اشک روي آئينه تنهائي آب مي نويسم در باد مي نويسم خورشيد مي نويسي باران مي نويسم آبي ، دريا ، آب ، مي نويسي مهتاب مي نويسم تندر طوفان برف ، پر و بالي که شکست آفتابي که پريد مي نويسي پائيز باغ بي برگ و بهاري که تکيد از اجاقي که نپيوست به صبحي روشن مي نويسم بي تو مي نويسي بي من مي نويسم اي دوست مي نويسم اي يار که به اندوه تو پيوند زدند دفتر خاطره را روي باران بستم چشم را پنجره را حوصله را از سکوتي که صدايم را سوخت از خزاني که بهارم را برد روزگارم را برد همه ي دار و ندارم را برد
نویسنده : علي يکتا
اشعار گروه سرود بچه هاي آباده من تو رو صدا کنم تو هم من و صدا کني قربون صفات برم از راه دوري اومدم جاي دوري نميره اگه به من نگاه کني دل من زندونيه توئي که تنها مي توني قفس و واکني و پرنده رو رها کني ميشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه ميشه قلب من و مثل گنبدت طلا کني تو غريبي و منم غريبم اما چه ميشه اين دل غريبه رو با خودت آشنا کني دوست دارم تو ايوون مقصوره از صبح تا غروب من با تو صفا کنم تو هم من و دعا کني دلم و گره زدم به پنجرت دارم مي رم دوست دارم تا من ميام زود گره هام و واکني دوست دارم که از حالا تا صبح محشر هميشه من رضا رضا بگم تو هم من و رضا کني حسرت زيارت جد تو مونده بر دلم چي ميشه اگه من و راهي کربلا کني يا علي موسي الرضا ميشه به من نگاه کني
آقا جون از روزي که با تو آشنا شدم مورد رحمت خدا شدم رضا رضا رضا رضا رضا رضا گفته اي که هر کي بياد به ديدنم من ميام سه جا بهش سر مي زنم آقا جون واي از شب اول قبر تو بيا بالا سرم مثل يه ابر وقتي که روح از بدن جدا ميشه همه دل ها اميدش رضا ميشه روز محشر اميدم پس از خدا تو خودت گفتي رضا منم رضا منم امشب به زيارت اومدم به اميدي در خونت اومدم آقاجون تو رو به جوادت رام بده هر چي که ازت مي خوام بهم بده دل عاشقات برات پر مي زنه گدا رو ببين داره در مي زنه اون قده در مي زنم اين خونه رو تا ببينم روي صاحب خونه رو اومدم تا عقده دل وا کنم اومدم اينجا تو رو پيدا کنم بيا اي نور دو چشمون ترم مي دوني کسي رو جز تو ندارم
نویسنده : علي يکتا
نمي دانم چه مي خواهم بگويم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمي دانم چه مي خواهم بگويم غمي در استخوانم مي گدازد ميان ناشناسي آشناتر گهي مي سوزدم گه مي نوازد درون سينه ام دردي است خون بار که همچون گريه مي گيرد گلويم غمي آشفته دردي گريه آلود نمي دانم چه مي خواهم بگويم من از پشت شبهاي بي خاطره من از پشت زندان غم آمدم من از آرزوهاي دور و دراز من از خواب چشمان نم آمدم تو تعبير رؤياي ناديده اي تو نوري که بر سايه تابيده اي تو يک آسمان بخشش بي طلب تو بر خاک ترديد باريده اي تويک خانه در کوچه زندگي تو يک کوچه در شهر آزادگي تو يک شهر درسرزمين حضور توئي راز بودن به اين سادگي مرا با نگاهت به رؤيا ببر مرا تا تماشاي فردا ببر دلم قطره اي بي تپش در سرا
نویسنده : علي يکتا