+ هنگام ظهور

شنبه 22 دي 1386 ساعت 2:5 عصر

... در آن شب مکه نفس راحت و آسوده اي مي کشد و پرچم حضرت مهدي (عج) بر فراز مکه به اهتزاز در آمده و نور وي از آن پرتو افکن است ... درحالي که دشمنان و خبرگزاري هاي جهاني آنها مي کوشند تا خبر پيروزي نهضت مقدس آن حضرت را سر پوش گذاشته و با تاخير ،آن را اعلام کنند و اگر هم زودتر کشف شد آنرا حرکتي از سوي افرادي افراطي و مدعي مهدويت که قبلا تعدادي از آنان در مکه و ديگر نقاط نابود شده اند ، وانمود کنند... و از طرفي دست به تحريک عوامل خود در مکه مي زنند تا از رهبري نهضت و نيروهاي وي و نقاط ضعف آنان کسب اطلاع نموده و با ارائه و انتقال اين اخبار به نيروهاي سفياني بتوانند به دستور وي در سريع ترين زمان ممکن خود را به مکه برسانند .


در روز عاشورا که به گفته روايات روز شنبه است ، مهدي (ع) وارد مکه مي شود تا بر جهاني بودن نهضت خويش تاکيد نمايد و تمام ملتهاي مسلمان و ملل جهان را به زبان خودشان مورد خطاب قرار مي دهد و از آنان عليه کافران و ستمگران ياري مي خواهد . از امام باقر(ع) روايت شده است که فرمود :


« قائم ، روز شنبه که روز عاشورا است روزي که امام حسين (ع) در آن روز به شهادت رسيد ظهور مي کند  » بحار ج 52 ص 285   


در صورتي که در ديگر روايات ، ظهور آن حضرت را روز جمعه بعد از نماز عشاء بيان کرده اند ، چگونگي جمع بين اين دو روايت اينگونه احساس مي شود که ظهور امام(ع) در دو مرحله انجام شود و سلطه امام بر حرم و مکه شب دهم محرم است که مقدمه اعلان ظهور آن بزرگوار براي جهانيان در روز شنبه که روز عاشوراست خواهد بود .


و بي شک اين امر براي دول جهان حائز اهميت بوده و انعکاس فراواني در ميان ملل مسلمان دارد ... بويژه زمانيکه امام(ع) آنان را از معجزه وعده داده شده که بزبان جدّ بزرگوارشان پيامبر اسلام (ص) بيان شده است با خبر مي سازد که بزودي اتفاق خواهد افتاد و لشکريان سفياني که اهل سوريه هستند و براي سرکوبي نهضت آن حضرت به سوي مکه مي آيند در زمين فرو خواهند رفت .


نویسنده : علي يکتا

هدایای شما [ هدیه]

 

+ تا انتها حضور

سه‏شنبه 6 آذر 1386 ساعت 9:29 عصر

تا انتها حضور

امشب
در يک خواب عجيب
رو به سمت کلمات
باز خواهد شد.
باد چيزي خواهدگفت.
سيب خواهد افتاد،
روي اوصاف زمين خواهد غلتيد،
تا حضور وطن غايب شب خواهد رفت.
سقف يک وهم فرو خواهد ريخت.
چشم
هوش محزون نباتي را خواهد ديد.
پيچکي دور تماشاي خدا خواهد پيچيد.
راز، سر خواهد رفت.
ريشه زهد زمان خواهد پوسيد
سر راه ظلمات
لبه صحبت آب
برق خواهد زد،
باطن آينه خواهد فهميد.
امشب
ساقه معني را
وزش دوست تکان خواهد داد،
بهت پرپر خواهد شد.
تا ته شب ، يک حشره
قسمت خرم تنهايي را
تجربه خواهد کرد.
داخل واژه صبح
صبح خواهد شد.


  سهراب سپهري


****************************


 



نویسنده : علي يکتا

هدایای شما [ هدیه]

 

+ هنگام ظهور آقا امام زمان(عج)

جمعه 1 تير 1386 ساعت 11:43 صبح

از امام زين العابدين (ع) نقل شده است که فرمود :


مهدي از گردنه کوه طوي با سيصد و سيزده مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر فرو مي آيد تا آنکه وارد مسجد الحرام مي شود و در مقام ابراهيم چهار رکعت نماز مي گزارد به حجر الاسود تکيه مي زند و پس از حمد و ثناي خدا و ياد و نام پيامبر(ص) و درود بر او لب به سخن مي گشايد بگونه اي که هيچ يک از مردم ، چنان سخن نگفته باشد . و نخستين کساني که با او دست بيعت مي دهند جبرئيل و ميکائيل(ع) مي باشند .


 


از ابوخالد کابلي منقول است که گفت : امام باقر (ع) فرمود :


سوگند به خدا گويا قائم را مي بينم در حاليکه به حجر الاسود تکيه داده است و سپس خداي سبحان را به حق خويش سوگند ياد مي کند و آنگاه مي گويد :


« اي مردم : هر کس درباره خدا با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به خدا هستم .


اي مردم : هر کس درباره آدم با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به  آدم هستم .


اي مردم : هر کس درباره نوح با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به نوح هستم .


اي مردم : هر کس درباره ابراهيم  با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به ابراهيم هستم .


اي مردم : هر کس درباره موسي با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به موسي هستم .


اي مردم : هر کس درباره عيسي با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به عيسي هستم .


اي مردم : هر کس درباره محمد با من بحث و مناقشه کند ، من شايسته ترين مردم نسبت به محمد هستم .


اي مردم : هر کس درباره کتاب خدا با من بحث و مناقشه بپردازد ، من آگاه ترين مردم به کتاب خدا هستم آنگاه به مقام ابراهيم رفته و دو رکعت نماز مي گزارد. »


 


از امام زين العابدين (ع) نقل شده است که فرمود :


مردي وابسته به او (يعني از سلاله او) بر مي خيزد و ندا مي دهد : اي مردم ! اين شخص خواسته شماست که اينک نزدتان آمده است ، شما را به همان اموري دعوت مي کند که پيامبر خدا (ص) دعوت مي فرمود ، در اين هنگام مردم به پا مي خيزند امام نيز بر مي خيزد وخود اغاز سخن مي کند : اي مردم ! من فلاني فرزند فلاني فرزند پيامبر خدا صلي الله عليه وآله هستم شما را دعوت مي کنم به آنچه پيامبر خدا دعوت فرمود ، در اين وقت مردم بپاي خواسته و آهنگ کشتن او را دارند ، اما سيصد و سيزده تن از ياران حضرت از وقوع اين حادثه جلوگيري مي نمايند .


کتاب بحار جلد 52 ص 307_315_306


 


عمريست که از حضور او جامانديم


در غربت سرد خويش تنها مانديم


او منتظر است تا که ما برگرديم


مائيم که در غيبت کبري مانديم


نویسنده : علي يکتا

هدایای شما [ هدیه]

[4/6/1387- 3:32 ع] بانوان و شغل مردانه
[30/5/1387- 1:7 ع] انسان و ايمان
[آرشيو شده ها]