[آرشيو شده ها]

 

+ بانوان و شغل مردانه

دوشنبه 4 شهريور 1387 ساعت 3:32 عصر

مطلب جالبي از يکي دوستان شنيدم  که به نظرم رسيد مطلبي کوتاه در مورد آن بنويسم .
در شهر خود متوجه شدم کارکرد اوليه موتور سيکلتها بسيار نامطلوب است و هنگام خريد ابتدا بايد آن را به يک تعميرکار متخصص نشان داد تا تنظيمات آن را بررسي نمايد و قطعات موتور سيکلت را محکمتر ببندند (به اصطلاح آچار کشي کنند) . اين سوال ذهن مرا به خود مشغول داشت که چرا در کارخانه قطعات را سست سر هم مي کنند و باعث اضافه کاري مشتريان خود مي شوند !؟ بعد از تحقيقات متوجه شدم در کارخانه موتور سيکلت سازي از تعداد بسيار زياد خانمها جهت سر هم بندي قطعات استفاده شده و که ضعف قواي جسمي آنان باعث بروز چنين مشکلاتي مي شود .


 با توجه به مطلب فوق عواقب اين چنين مشاغل خانمها از نظر بنده موارد ذيل مي باشد :
1_ خانمها به حقوق کم قانع اند و کارفرما نيز از اين بابت خرسند ، و اين باعث عدم پذيرش مردان در کارخانه مي شوند . کاهش حقوق و افزايش بيکاري.
2_  افزايش بيکاري پائين آمدن آمار ازدواج را به همراه دارد .
3_ عدم توانائي مردان در امر ازدواج باعث بروز مشکلاتي چون مشاغل کاذب ، خشونت ، اعتياد ، جرم و جنايت و مشکلات رفتاري ناشي از غرائز جنسي مي شود .
4_ عدم توانائي مردان در امر ازدواج و عدم امنيت در جامعه در وهله اول باعث وارد شدن لطمات فراوان به خود زن مي شود . خانه نشين شدن دختران و بالا رفتن سن آنان ؛ فريب خوردن و مورد حمله قرار گرفتن از سوي مرداني که به علت بيکاري دچار انحرافات فکري و روحي شده اند و ...
همه موارد به نوعي با هم مرتبط هستند و ريشه يابي آن کار سخت و دشواري نيست . پس باز هم متوجه تقدس و تکمل دين مبين اسلام مي شويم چرا که زن را مورد ارج و منزلت قرار داده و آن را از جايگاه والائي در جامعه برخوردار کرده است . لذا بانوان فهميده و آگاه با الگو برداري صحيح از سيد النساء العالمين (س) و استفاده از دستورات و احکام مربوط به خود مي توانند در جايگاه شايسته اي که برايشان در نظر گرفته شده است قرار بگيرند .
اين لينک هم جالبه و فکر کنم بي ربط نباشه
مادر شدن!.......رويا!


نویسنده : علي يکتا

هدایای شما [ هدیه]

 

+ انسان و ايمان

چهارشنبه 30 مرداد 1387 ساعت 1:7 عصر

علم به ما روشنائي و توانائي مي بخشد و ايمان عشق و اميد و گرمي ، علم ابزار مي سازد و ايمان مقصد ، علم سرعت مي دهد و ايمان جهت ، علم توانستن است و ايمان خوب خواستن ، علم مي نماياند که چه هست و ايمان الهام مي بخشد که چه بايد کرد ، علم انقلاب برون است و ايمان انقلاب درون ، علم جهان را جهان آدمي مي کند و ايمان روان را روان آدميت مي سازد ، علم وجود انسان را به صورت افقي و گسترش مي دهد و ايمان به شکل عمودي بالا مي برد ، علم طبيعت ساز است و ايمان انسان ساز .
هم علم به انسان نيرو مي دهد ، هم ايمان ، اما علم نيروي منفصل مي دهد و ايمان نيروي متصل . علم زيبائي است و ايمان هم زيبائي است . علم زيبائي عقل است و ايمان زيبائي روح ، علم زيبائي انديشه است و ايمان زيبائي احساس .
هم علم به انسان امنيت مي بخشد و هم ايمان . علم امنيت بروني مي دهد و ايمان امنيت دروني . علم در مقابل هجوم بيماري ها ، سيلها ، زلزله ها ، طوفانها ، ايمني مي دهد و ايمان در مقابل اضطرابها ، تنهائي ها ، احساس بي پناهي ها ، پوچ انگاري ها . علم جهان را با انسان سازگار مي کند و ايمان انسان را با خودش .
علم بدون ايمان نيز تيغي است در کف زنگي مست ، چراغي است در نيمه‏ شب در است دزد براي گزيده‏تر بردن کالا .
انسان فاقد هرگونه ايده و ايمان ، يا به صورت‏ موجودي غرق در خودخواهي در مي‏آيد که هيچوقت از لاک منافع فردي خارج‏ نمي‏شود ، و يا به صورت موجودي مردد و سرگردان که تکليف خويش را در زندگي در مسائل اخلاقي و اجتماعي نمي‏داند. انسان دائما با مسائل اخلاقي و اجتماعي برخورد مي‏نمايد و ناچار بايد عکس العمل خاصي در برابر اينگونه‏ مسائل نشان بدهد انسان اگر به مکتب و عقيده و ايماني پيوسته باشد تکليفش روشن است ، و اما اگر مکتب و آئيني تکليفش را روشن نکرده باشد همواره مردد به سر مي‏برد ، گاهي به اين سو کشيده مي‏شود و گاهي به آن سو .
ولي تفاوت يک ايده مذهبي و غير مذهبي اين است که آنجا که پاي عقيده‏ مذهبي به ميان آيد و به ايده قداست ببخشد ، فداکاريها از روي کمال رضايت و به طور طبيعي صورت مي‏گيرد فرق است ميان کاري که‏ از روي رضا و ايمان صورت گيرد که نوعي انتخاب است ، با کاري که تحت‏ تاثير عقده‏ها و فشارهاي ناراحت کننده دروني صورت مي‏گيرد که نوعي انفجار است .
آري ، ايمان است که زندگي را در درون جان ما برما وسعت مي‏بخشد و مانع‏ فشار عوامل روحي مي‏شود .
آن چيزي که بيش از هر چيز حق را محترم ، عدالت را مقدس ، دلها را به‏ يکديگر مهربان ، اعتماد متقابل را ميان افراد برقرار مي‏سازد ، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمي نفوذ مي‏دهد ، به ارزشهاي اخلاقي اعتبار مي‏بخشد ، شجاعت مقابله با ستم ايجاد مي‏کند و همه افراد را مانند اعضاي يک پيکر به هم پيوند مي‏دهد و متحد مي‏کند ، ايمان مذهبي است .
تجليات انساني انسانها که مانند ستارگان در آسمان تاريخ پرحادثه‏ انساني مي‏درخشد همانهائي است که از احساسهاي مذهبي سرچشمه گرفته است . قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان با آنچه در چشم فرد بي ايمان مي‏نمايد ، عوض مي‏شود از نظر چنين فردي ديگر مرگ ، نيستي و فنا نيست ، انتقال از دنيائي فاني و گذرا به دنيائي باقي و پايدار ، و از جهاني کوچکتر به‏ جهاني بزرگتر است ، مرگ منتقل شدن از جهان عمل و کشت است به جهان‏ نتيجه و محصول از اين رو چنين فردي نگرانيهاي خويش را از مرگ ، با کوشش در کارهاي نيک که در زبان دين " عمل صالح " ناميده مي‏شود برطرف‏ مي‏سازد .
از نظر روانشناسان ، مسلم و قطعي است که اکثر بيماريهاي رواني که ناشي‏ از ناراحتيهاي روحي و تلخيهاي زندگي است ، درميان افراد غير مذهبي ديده مي‏شود افراد مذهبي به هر نسبت که ايمان قوي و محکم داشته باشند از اين بيماريها مصونترند از اين رو يکي از عوارض‏ زندگي عصر ما که در اثر ضعف ايمانهاي مذهبي پديد آمده است افزايش‏ بيمارها و بيماريهاي رواني و عصبي است .


                                                              گزيده هائي از کتاب "انسان و ايمان"


                                                                         شهيد استاد مطهري


کتاب انسان و ايمان را از اينجا دانلود کنيد


نویسنده : علي يکتا

هدایای شما [ هدیه]

   [آرشيو شده ها]

[4/6/1387- 3:32 ع] بانوان و شغل مردانه
[30/5/1387- 1:7 ع] انسان و ايمان
[آرشيو شده ها]