زندگی - دنـیـــای جـــوانـی

درباره نویسنده
زندگی - دنـیـــای جـــوانـی


علی علیائی
در جوانی دل به حضرت دوست سپردن خوش است
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
دوست و خصوصیات آن
دعا
مشکلات جوانی
نصایح
خاطرات مقام معظم رهبری
اشعار
دلتنگی های من
دختر خانم ها حتما بخوانند . . .
دل و . . .
هنگام ظهور
عشق حقیقی
سیب گلاب
روزی که شهادت . . .
فرهنگ دانشجوئی یا . . .
بهداشت عمومی
شب جمعه
یک خاطره
امید
خاطرات حاج آقا قرائتی
جرم و جنایت چرا ؟
تصاویر شیراز قدیم
حضرت علی علیه السلام
آرزوها . . .
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
کاریکاتور
زن و اشتغال
حقیقت تلخ
یا جواد الائمه(ع)
نامه ای عاشقانه
ازدواج با شکوه
حجاب
حرف دل
غیرت و مردانگی
محرم
ابتذال در مداحی
باغ انقلاب
ویروس اجتماعی
یا رسول الله ...
مطالب سیاسی
ریشه تاریخی سیزده بدر
نماز
ویژه سفر رهبر به شیراز
رخنه شیطان
نامه ای به دوست
السلام علیک یا فاطمة الزهرا(س)
موج وبلاگی حجاب
نهج البلاغه و مظلومیت علی (ع)
خاطرات فراموش نشدنی
عالم محضر خداست
لذت عبادت
انسان و ایمان
بیت النور
ماه رمضان
تفاوت فرهنگ ها ...
علی (ع) و شب قدر
یاد امام و شهدا ...
ایستگاه پاسخگوئی حجاب
دانلود برنامه رساله برای موبایل
السلام علیک یا جعفر بن محمد ایها الصادق یابن رسول الله
ظاهر و باطن
السلام علیک یا حضرت معصومه سلام الله علیها و رحمة الله و برکاته
تحلیل روز یا کوته نگری ...
به اسم قرآن چه می کنند !
حرم علی بن حمزه علیه السلام
دکتر عصام العماد
معنای زندگی
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها Ho! O Saki
عاشقانه و عارفانه
غزه - gaza
علیمی به کجا چنین شتابان !
حاج میرزا محمد اسماعیل دولابی
کاریکاتور _ عشق های امروزی...
صورت و سیرت
اردوی جنوب(از بلاگ تا پلاک)
بعضی وقتها ...
به بهانه تولد
نامه ای به پدر جانبازم
هدف از ازدواج چیست ؟
دل نوشته ها 2
ساده اما حسابی
به رنگ جوانی
تهاجم فرهنگی در پوشاک !
کنکور ازدواج
شب است و همسایه گرسنه
انیشتین
مرگ بر اسرائیل
بصیرت


لینکهای روزانه
سریعترین دیکشنری آن لاین [35]
فوتوشاپ آن لاین [30]
مشاوره و پاسخگوی آن لاین [27]
اعراب گذاری هوشمند [13]
پخش زنده شبکه های صدا و سیما [192]
سازمان ملی جوانان [194]
فرهنگ واژگان فارسی به فارسی [139]
آپلود رایگان عکس و فایل [211]
صورت حساب تلفن همراه [313]
اس ام اس های مذهبی [934]
پایگاه اطلاع رسانی دفترمقام معظم رهبری [165]
علوم و معارف قرآن در تفاسیر [263]
[آرشیو(12)]


لینک دوستان

پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
► o▌ استان قدس ▌ o ◄
مهندس محی الدین اله دادی
پیاده تا عرش
****شهرستان بجنورد****
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
برادران شهید هاشمی
بچّه شهید (به یاد شهدا)
دهکده کوچک ما
خط سرخ شهادت
ملیحــــــــــــــــــــــانه
حرفهای جوانی


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
زندگی - دنـیـــای جـــوانـی


لوگوی دوستان




آمار بازدید
بازدید کل :449512
بازدید امروز : 52
بازدید دیروز :120
 RSS 
 

از زمانی که چشمام توانستن تصاویر واقعی از زندگی رو برای مغزم ارسال کنن ،

عکس هائی از جاده های پر پیچ و خم با شیب یا سربالائی های تند ، سلسله وار دور سرم می چرخند.

من نه بالا رفتم و نه پائینبادبادک

روی هوا معلق در حال دست وپا زدن

هیچ وقت دیگران رو در این فضا نوردی سخیفانه دخیل نکردم و همیشه گفتم : از ماست که بر ماست

گاهی نسیمی منو بالا می بره و کمی از هوای خوش لذت می برم

 اما یه اشتباه کوچیک تعادلمو بهم می زنه و مثل یه بادبادک از پیچش ریسمان به دور خودش ، سقوط می کنم

همیشه منتظر یه ناجی بودم که ریسمان این بادبادک معلق در هوا رو که مدام دور خودش دیوانه وار میگرده ، بگیره و کمکش کنه تا تعادلش بدست بیاره و آروم آروم بالا ببره

و تازه فهمیدم اشتباهم این بوده که من منتظر ناجی از جنس خودم بودم ...

چون یا بقیه هم مثل من گیج و سردرگم اند

و یا توانستن خودشون رو جمع و جور کنن که اون وقت دیگه دستی برای یاری دیگران نمی توانن دراز کنن ...

شاید می ترسن تعادلشون بهم بخوره ...

کسانی هم که قدرت و توانائی زیادی دارن ، اینقدر از من فاصله گرفتن که دیگه دستم بهشون نمی رسه ...

باز من موندم و سرگیجه ها و تصاویر مهوع !

نویسنده : علی علیائی » ساعت 9:47 عصر روز پنج شنبه 89 مرداد 14

 

به نام خدای مهربون

بچه بودم آرزو داشتم ماه و ستاره های آسمون بردارم و تو اتاقم بذارم...ماه و ستاره

بزرگتر شدم فهمیدم آرزوهام خیلی رؤیایی و دست نیافتنیه ...

اما حالا می توانم دلم و آسمونی کنم واسه ماه و ستاره های زندگیم ...

مادر مهربونم و ...

 

پی نوشت :

چقدر این روزها سرم شلوغه اما بیشتر احساس درجا زدن می کنم ...

از همه دوستانی که با کامنتهاشون به بنده لطف داشتن تشکر میکنم و معدرت خواهی به خاطر عدم پاسخگوئی . انشاءلله به زودی جبران خواهم کرد ...



نویسنده : علی علیائی » ساعت 6:1 عصر روز یکشنبه 88 تیر 7

 

وقتی از همه چیز خسته می شی ، وقتی دوست داری یه جائی باشی که جز خودت هیچ کسی نباشه . حتی از سایه خودت هم فراری هستی وقتی هیچ چیز توی زندگی برات جذابیت یا حس خوشایندی نداره و خیلی وقتهای دیگه !
در چنین لحظاتی دنبال چه جیزی هستی ؟ چه چیزی می تونه تو رو از این وضعیت خارج کنه ؟ رک بگم ، آیا منتظر کسی هستی که خیلی بهش علاقه داری و دوست داشتی الان کنارت باشه و باهاش درد و دل کنی ؟ دوست داری از دلتنگیهات بگی دوست داری از غم و غصه هات یا از کمبودهای زندگیت بگی ؟
حتما الان منتظرین مثل خیلی ها مکررا بگم خوب خدا رو داری ... اونی که خیلی تو رو دوست داره و ...
نه این و نمی خوام بگم ، البته واقعیت هم همینه و متاسفانه به دلایلی خیلی از ما جوونا نتونستیم با خدای خودمن چنین مانوس بشیم که به طور کل ریشه همه مشکلات و ناامیدی ها رو می تونه از بین ببره .
اما در گذشته بزرگواری چنین پیشنهاد دادند که شما قلم و کاغذی در دست بگیرید و هر آنچه دل تنگت می خواهد بنویس ...
مسلما این نوشتن باعث تخلیه روحی روانی و بدست آمدن آرامش نسبی در انسان می شه .
اما بعد از نوشتن دوتا راهکار داری ، اول اینکه این نوشته رو بری در آب جاری بیاندازی و ...
و راه دوم اینکه دست نوشته و یا غمنامه خودتون و نگهدارید و مدتها بعد هر موقع که از شور و نشاط خاصی برخوردار شدی ، دوباره یه نگاه به اون بیاندازی و تفاوت روحیات حال و گذشته خودت رو مقایسه کنی و ببینی چه روندی رو طی کردی ...
خودم این و امتحان کردم ؛ نه کتاب روانشاسی خوندم و نه پیش روانشاس رفتم. اما این کار برای من تجربه خوبی به همراه داشت .
و نظر شما ... ؟

پی نوشت : اگر استادم این و بخونه معلوم نیست چی می شه ... !!!؟؟؟



نویسنده : علی علیائی » ساعت 3:35 عصر روز دوشنبه 88 اردیبهشت 14